کد خبر: 3820986
تاریخ انتشار: ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۱
گروه فرهنگی _ رئيس دفتر استانی نهاد نمايندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های خوزستان با اشاره به شخصيت شهيد چمران، گفت: شهيد چمران شجاعت، صلابت و مهربانی و عاطفه را در كنار هم داشت و اين از ويژگی‌های شخصيتی انسان‌های بزرگ است.

شفيعي تاكيد كرد: شجاعت و مهرباني، ويژگي‌هاي بارز شخصيت شهيد چمران

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحسن شفيعی، رئیس دفتر استانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه های خوزستان در گفت‌وگو با ایکنا از خوزستان با اشاره به سالروز شهادت شهيد دكتر مصطفی چمران، اظهار كرد: در سالروز شهادت شهيد دكتر مصطفی چمران، آنچه كه به ذهن می‌آيد، موضوع جامعيت است؛ ويژگی‌های مثبت و منفی در شخصيت انسان‌ها، چه مثبت و چه منفی، متعدد و متنوع است، اما چينش اين ويژگیها در كنار هم، خودش مساله‌ای مستقل است. به عنوان مثال، در حوزه مراجع و فقها بحثی وجود دارد كه می‌گويند مثلا فلان مرجع، فقهی است و يا اصولی، به اين معنی كه تسلط بر علم اصول غلبه دارد و يا مباحث فقهی. در حوزه اخلاق، كسی كه عارف است و طبع و شخصيت عرفانی دارد، اين موضوع چقدر در بعد حضور اجتماعی او تاثير دارد؟ آيا عارف انسانی منزوی است و يا لازمه عرفان، حضور در صحنه است و يا جمع اين دو؟

وی افزود: مساله ديگر، شجاعت و مهربانی است؛ آيا می‌شود انسانی شجاعت داشته باشد، هم‌زمان مهربان هم باشد، يا اينكه زمانی كه شجاعت آمد، عاطفه عقب رانده می‌شود و مهربانی و عاطفه نيز شجاعت را به حاشيه می‌راند؟ اشخاص زيادی داريم كه به صورت تک بعدی موفق هستند، ولی توفيق همه‌جانبه در اين ويژگیهای شخصيتی، خودش ويژگی مضاعفی است.

شفيعی تصريح كرد: نمونه چنين شخصيتی را در اميرالمومنين(ع) می‌بينيم كه جمع شجاعت خيبری و گريستن در بی‌تابی يک فرزند يتيم را باهم دارد و اين خودش حسن سومی است. امام خمينی(ره) نيز همچين ويژگی داشت و شخصيت فقهی و اصولی هم‌زمان در ايشان مشاهده می‌شد. ايشان وقتی در فقه صحبت می‌كردند، گمان می‌شد كه در بحث اصول، نمی‌دانند و وقتی در اصول است، گمان می‌شد مرجعی فقهی نيست؛ اين در حالی است كه امام خمينی (ره) فقيهی اصولی بود.

رئيس دفتر استانی نهاد نمايندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌های خوزستان خاطرنشان كرد: در حوزه عرفان معمولا فرد عارف را فردی گمان می‌كنيم كه منزوی باشد و كاری به مسايل نداشته باشد؛ اين در حالی است كه امام خمينی(ره) كه شخصيتی عرفانی داشتند، جايی اعلام می‌كنند كه من پاپ نيستم كه در واتيكان بنشينم و كاری به چيزی نداشته باشم و جای ديگر می‌گويند اگر برای اسلام احساس خطر كنم دست‌ها را قطع خواهم كرد. اين جمله را فردی می‌گويد كه وقتی تيم صدا و سيما درخواست می‌كنند كه بچه‌ها در جماران راه داده نشوند كه در تصاوير، صدای كودكان نباشد، امام راحل در پاسخ می‌گويد وقتی روی صندلی می‌نشينيم همه نگاهم به كودكان است و با آنها كاری نداشته باشيد.

وی ادامه داد: اين ويژگی‌های بزرگ، در شخصيت شهيد چمران نيز مشاهده می‌شوند. از شهيد چمران بيشتر ويژگی‌هايی مانند صلابت و شجاعت را می‌شناسيم و تصوير يک معلم كه اسلحه در دست دارد و در ميدان جنگ است در ذهن‌ها ثبت شده است. اين در حالی است كه در عرصه عاطفی نيز تصاوير زيبايی از ايشان ثبت شده است كه در باغچه‌ای و در كنار غنچ گلی ايستاده است. دكتر ابراهيم يزدی مجموعه نامه‌نگاری‌های ميان خود و شهيد چمران را در مجموعه‌ای منتشر كرده است كه زمانی كه نامه‌های شهيد به همسر و فرزندانش را می‌خوانيم، متعجب می‌شويم كه آيا اين فردی كه نامه‌ها را نوشته، همان مصطفی چمران دهلاويه است؟ چگونه اين طبع لطيف و آن شجاعت در كنار هم قرار می‌گيرند؟

وی با ذكر خاطره‌ای از شهيد مجيد حدادعادل، به نقل از فرزند ايشان، گفت: شهاب‌الدين حدادعادل، فرزند شهيد مجيد حدادعادل خاطره‌ای برای بنده تعريف كرد كه در سفر چند سال پيش مقام معظم رهبری به استان كردستان، ايشان فرمودند كه شهاب نيز همراه ما به كردستان بيايد. سفر در زمستان انجام شد و دشت كردستان سبز و پر از لاله‌های واژگون بود. وی گفت كه مقام معظم رهبری برای بنده تعريف كردند كه در دوره رياست جمهوری در سفری به همراه پدر شما به كردستان آمديم. زمانی كه به اين دشت لاله‌پرور رسيديم، پدر شما از ماشين پياده شد و به ميان لاله‌ها رفت و فريادی كشيد و سپس در ميان لاله‌ها خوابيد و غلت خورد. رهبری فرمودند بنده در بحث غنای طرب‌انگيز، پدر شما را مثال می‌زنم و اين طرب از نوع حلال است. بعد می‌بينيم كه اين روح لطيف، سلاح در دست می‌گيرد و زمانی كه در ميدان جنگ قرار می‌گيرد، هيچ نشانی از اين لطافت ندارد و اين ويژگی انسان‌های بزرگ است.

شفيعی تصريح كرد: در دانشگاه‌ها نيز بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه در مقام معلمی، استادان دانشگاه بايد شخصيت‌های جامعی باشند. در روزهايی كه در استان خوزستان با مساله سيل مواجه بوديم، بهار حضور اجتماعي دانشگاهيان در حوزه جامعه‌شناسی و روان‌شناسی بود و آنچه در كتاب‌ها آمده است را آن روزها در صحنه ديديم و اين روحيه را در دانشگاه و حوزه نياز داريم. اينكه دانشجويی در اختيار ما است و در كلاس درس حاضر می‌شود، اين حضور صرفاً در مقام آموزش دروس نباشد، بلكه در دوران تحصيل، سلوک و شخصيت كسب كند و راه درست را بياموزد و در اين صورت است كه خروجی كار، فردی می‌شود كه هم دانشمند است و هم در نقش‌آفرينی اجتماعی و دردمندی و عشق‌ورزی حاضر می‌شود.

انتهای پیام 

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: