کد خبر: 3341433
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۸

گروه اجتماعی: علامه سید‌نعمت​الله جزائری، از حوزه‌های علمی و فکری فقه و دینی خاصی برخوردار بود که در این مجال به معرفی این شخصیت والا و از خاندان سادات جزایری خوزستان، پرداخته می‌شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، اواخر ماه شوال، سالروز رحلت سید نعمت‌اللّه‌ جزایری‌، فقیه‌، محدّث‌ و ادیب‌ قرن‌ یازدهم‌ و دوازدهم‌ هجری و صاحب تصنیفات عدیده است. وی‌ سرسلسله خاندان‌ مشهور علمی‌ و دینی‌ سادات‌ جزایری‌ بود که‌ سه‌ قرن‌ در منطقه خوزستان‌ به‌ ویژه‌ شوشتر، خدمات‌ ارزنده‌ای‌ کردند.

نعمت‌الله روزهای کودکی را شتابان پشت سر نهاد و با بهره‌گیری از دانشوران صباغیه، شط بنی‌اسد، هویزه و بصره به یازده سالگی رسید. در این هنگام همراه برادرش سید نجم الدین رهسپار شیراز شد و به یاری شیخ جعفر بحرانی در مدرسه منصور به اقامت گزید. تهیدستی بسیار نعمت‌الله، سرانجام وی را از انزوای ویژه روزگار آغازین درس بیرون آورده، به نسخه‌برداری از کتابها، تصحیح نسخه‌ها و حاشیه‌نویسی کشاند.

فرزند سید عبدالله گاه تا بامداد کار می‌کرد، درس می‌خواند و پس از نماز صبح و مطالعه ویژه بامدادی سر بر کتاب نهاده، لحظه‌ای می‌آرامید. آنگاه تا نیمروز تدریس می‌کرد و پس از نماز ظهر به درس یکی از استادان می‌شتافت.

فرزند صباغیه در اصفهان از محضر حافظ سید محمد میرزا جزایری، میرزا رفیع‌الدین محمد بن حیدر طباطبایی، شیخ عماد الدین یزدی، محقق سبزواری، شیخ علی بن شیخ محمد عاملی، شیخ حر عاملی، شیخ حسین بن جمال الدین خوانساری، امیر اسماعیل خاتون آبادی، ملا محسن فیض کاشانی و علامه محمد باقر مجلسی بهره گرفت.

حضور چشمگیر دانش‌پژوهان و برقراری درسهای گوناگون، مطالعه، تحقیق، تدریس و تالیفی که چهار سال پیاپی ادامه یافت، سرانجام دیدگان استاد بزرگ مدرسه را به ضعف و بیماری کشاند. هر چند دانشمند گرانمایه جزایر نخست درد چشم را نادیده می‌گرفت و آن را پدیده‌ای گذرا می‌پنداشت، بزودی از مطالعه باز ماند و بینایی‌اش با خطری جدی روبرو شد. حکیمان در درمان چشم استاد بسیار کوشیدند ولی دریغ که داروهایشان جز رنج مدرس جوان ثمری به بار نیاورد. سید نعمت‌الله که پس از عمری مبارزه با ناکامی‌ها داروی دردش را از حکیمان بهتر می‌شناخت به برادرش سید نجم‌الدین گفت: می‌خواهم راه عراق پیش ‍گیرم و از زیارت معصومان کامیاب شوم.

سید نجم‌الدین که خود در آرزوی زیارت پیشوایان آسمان تبار به سر می‌برد، بی‌درنگ پاسخ داد: من نیز همراهت خواهم آمد. برادران نیکبخت جزایری به سمت عراق رهسپار شدند و پس از سفری بسیار دشوار به سامرا رسیدند.

سید پس از زیارت معصومان خفته در سامرا به کاظمین شتافت و از آن سرزمین مقدس رهسپار کربلا و نجف شد. او از آرامگاه هر امام معصوم قدری خاک برداشته، آنها را در آمیخت و سرمه دیدگان ساخت این داروی گرانبها بی‌درنگ اثر بخشید و بینایی و توان جوانی را به چشمان استاد مخلص مدرسه دولت آبادی باز گرداند.

در بخش دیگری از زندگی‌نامه این سید بزرگوار آمده است سید پس از سفری که به خراسان داشت در بازگشت، در سبزوار بیمار شد و با رنج بسیار خود را به اصفهان رساند. در این روزگار نامه‎‌های فراوان از شوشتر و حویزه دریافت کرد. نامه‌هایی که وی را به آن شهرها فرا می‌خواند. فقیه پاک رای صباغیه ناگزیر به قرآن کریم پناه برد و به راهنمایی آن کتاب مقدس شوشتر را برگزید و در روزهای پایانی 1079 ق. راهی شوشتر شد.

در آن دیار مسجد و مدرسه‌های دینی فراوان پی افکند و به ترتیب مشتاقان علوم اهل بیت(ع) پرداخت. آن بزرگمرد علاوه بر اقامه نماز جماعت و ارشاد مردم در مسجد جامع، در خیابانها به راه می‌افتاد و اصناف و پیشه‌وران را با آداب اسلامی آشنا می‌کرد. اندک اندک نهال‌هایی که او کشته بود بارور شد و دانشورانی توانا به جامعه عرضه کرد. دانشورانی که به آبادیهای دور و نزدیک می‌شتافتند و مردم را با اهل بیت0ع) آشنا می‌کردند.

او که اینک مرجع دینی اهالی خوزستان و جنوب عراق به شمار می‌آمد در پی هدایت مردم و از میان برداشتن دشمنی قبیله‌ها تلاش فراوان کرده، اطلاعیه‌های گوناگونی با مهرهای ویژه خویش که به عبارتهای قرآنی آراسته بود، به دور و نزدیک می‌فرستاد.

مرجع 62 ساله جنوب آنگاه که به سمت خوزستان ادامه مسیر می‌داد به شدت بیمار شد کاروانیان چون به جایدر (منزلگاهی نزدیک پلدختر) رسیدند سید را فرو آوردند تا لختی بیاساید. لکن در این وادی بیماری شدت یافت و سرانجام در شب جمعه 22 شوال 1112 ق. رحلت کرد.

مسافران پاکدل شوشتری پیکر پاک مرجعشان را غریبانه در جایدر به خاک سپردند. نیکان آن سامان، که قدر گوهر رخشان جزایر را می‌دانستند، بر آرامگاهش ساختمانی سراسر عشق و اخلاص بنیاد نهادند و برای تامین مخارج قاریان و خدمتگزاران حرمش موقوفاتی در نظر گرفتند.

اینک جایدر در سایه ایمان، پرهیزکاری و خلوص سرور فقیهان خوزستان چون خورشید به همه گیتی نور امید و رستگاری می‌پراکند. مومنان بسیار از گوشه و کنار کشورهای اسلامی بدان سامان روی آورده، مراد خویش از سید سپید دست صباغیه می‌گیرند.

فقیه فرزانه شوشتر چهار فرزند داشت: سید نور الدین، سید حبیب‌الله ، سید محمد شفیع قاضی و سید جمال‌الدین. با توجه به اینکه نسل سید نعمت‌الله بیشتر از ناحیه نورالدین بر جای مانده، نوادگان مرجع فرزانه شوشتر را سادات نوریه می‌نامند.

یادآور می‌شود، سیدنعمت‌الله جزایری فرزند سیدعبدالله که به دوازده واسطه نسب او به عبد‌الله بن امام موسی بن جعفر(ع) می‌رسد، یکی از علمای بزرگ شیعه در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری و به سید جزایری معروف است.

سید جزایری در فقه و حدیث و روایات و تفسیر و سایر علوم متداوله مهارت داشت و از وی تألیفات مفیدی برجای مانده است که از جمله آنها می‌توان به انوار نعمانیه، انس وحید، شرح عیون، شرح تهذیب، شرح روضه کافی، شرح صحیفه سجادیه، قصص‌العلما، قصص‌الانبیاء، غرائب اخبار، نوادر آثار، کشف‌الاسرار، مقامات النجاة، ریاض‌الابرار، نور‌الانوار، غایت‌المرام، مقصود‌الانام، منتهی‌المطلب، هدایت‌المؤمنین، قاطع‌اللجاج، اربعین و ... اشاره کرد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: