کد خبر: 4007552
تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۴۰۰ - ۰۸:۲۱
به عقیده علامه کمالی، هماهنگی سیره پیامبر(ص) را از آنجا می‌توان فهمید که «محمد(ص) همه جا محمد(ص) بود. آنجا که شکمبه گوساله بر سر او می‌اندازند، محمد است و آنجا هم که حاکم مطلق عربستان و هماورد کسری و قیصر است، محمد است.»

«محمد(ص)» همه جا «محمد(ص)» بودبه گزارش ایکنا از خوزستان، کتاب «خاتم‌النبیین(ص)» یکی از آثار گران قدر علامه سید علی کمالی‌دزفولی، قرآن پژوه شناخته شده خوزستانی است. مرحوم علامه کمالی‌ در این کتاب به گردآوری سیره پیغمبر(ص) در حوزه‌های مختلف پرداخته و آن را در بیست و هفت بخش به علاقه‌مندان حضرتش تقدیم کرده است. با توجه به نگاه خاص علامه کمالی در تعریف سیره و همچنین منابع مورد توجه ایشان در استخراج سیره، ایکنای خوزستان گفت‌وگویی را با سید مجتبی مجاهدیان، شاگرد وی ترتیب داده است که در ادامه می‌خوانید.

مجاهدیان، شاگرد علامه کمالی دزفولی در گفت‌وگو با ایکنا از خوزستان اظهار کرد: کتاب «خاتم النبیین» چنان که از نامش پیداست در مورد پیغمبر(ص) است. این نام از آیه ۴۰ سوره احزاب: «مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ» گرفته شده است. آقای خرمشاهی درباره علامه کمالی جمله‌ای دارد که می‌گوید: «آثار ایشان یا آموخته از قرآن هستند یا آمیخته با قرآنند.»

وی توضیح داد: سیره به معنای سبک رفتاری پیامبر(ص) و خصوصیات شخصی ایشان است. منابع دینی از نظر ما شامل عقل و نقل است. تعریف عقل مشخص است، اما نقل که چشم دیگر دین است، زیر مجموعه خود، کتاب و سنت را دارد. منظور از کتاب، قرآن است، اما سنت تنها به معنای حدیث نیست. این نکته را حتی بزرگان ما در عمل مورد غفلت قرار داده‌اند که سنت فقط حدیث نیست، بلکه شامل «قول، فعل و تقریر معصوم» است. قول همان سخن یا حدیث معصوم و فعل، همان سیره و سبک رفتاری پیغمبر(ص) است؛ آن چیزی است که پیغمبر(ص) در همه وجوه زندگی اقتصادی، سیاسی، فردی، خانوادگی، نظامی و فرهنگی به آن عمل کردند و الحمدلله مضبوط است.

شاگرد علامه کمالی ادامه داد: به تعبیر علامه کمالی این سیره هم مضبوط است و هم روشن و واضح. اگرچه به گفته ایشان سهل و ممتنع است؛ از این لحاظ که این کردار تنها از پیغمبر(ص) بر می‌آید. مرحوم علامه کمالی جمله معروفی دارد که می‌فرماید: «عقیده دارم بزرگ‌ترین دلیل خاتمیت پیغمبر(ص)، سیره پیغمبر(ص) است.» یعنی با اینکه سیره ایشان واضح و روشن است، اما چیزهایی دارد که خاص پیغمبر(ص) است و از کسی غیر از ایشان بر نمی‌آید.

وی در ادامه با بیان اینکه کتاب‌های زیادی درباره سیره نوشته شده است و مرحوم کمالی از آنها استفاده کرده است، افزود: به گفته علامه منبع سیره نویسی ایشان شامل قرآن، احادیث معتبر و کتبی است که فریقین درباره سیره نوشته‌اند. مرحوم علامه کمالی می‌گفت یکی از آسیب‌های کتاب‌های سیره این است که با تاریخ ممزوج شده است؛ مثلاً مرحوم علامه سید جعفر مرتضی عاملی ۳۵ جلد کتاب درباره سیره پیغمبر به نام «الصحیح من سیره النبی الاعظم» نوشته است که با تاریخ ممزوج است. برخی از کتب سیره با عنوان «خصائص» یعنی خصوصیات نوشته شده است، مثل «خصائص الکبری» سیوطی که در قرن 9 آن را نوشته است. برخی کتب سیره با نام «مغازی» نوشته شده‌اند. موضوع این کتاب‌ها سیره پیامبر(ص) در جنگ‌های ایشان است، مثل مغازی واقدی. برخی کتب سیره با عنوان «سنن» نوشته شده‌اند مثل «سنن النبی» علامه طباطبایی. البته در این کتاب‌ها، سیره با تاریخ ممزوج است.

مجاهدیان ادامه داد: علامه در پیشگفتار کتاب خود به صراحت می‌گوید «سیره یا سیرت در اصطلاح، بخشی از تاریخ وقایع است که درباره روش و منش و خط مشی خاص ابرمردان تدوین می‌شود و در فرهنگ اسلامی متبادرا از آن سیرت پیغمبر فهمیده می‌شود.» ایشان می‌گوید سیره بخشی از تاریخ است؛ یعنی هر سیره‌ای تاریخ است، اما هر تاریخی، سیره نیست و درباره تعبیر «ابر مردان» این توضیح لازم است که به گفته ایشان ابرمرد کسی است که انسانیت را از غرق شدن در مهالک نجات می‌دهد.

شاگرد علامه کمالی گفت: ایشان نکته بسیار مهمی را در مقدمه کتاب ذکر می‌کند. به گفته علامه، انقلاب اسلامی اصطلاح زیبایی به نام «در صحنه بودن» خلق کرده است. ایشان می‌گوید: ما اگر توجه کنیم، پیغمبر(ص) در صحنه بودند؛ یعنی این قدر با مردم نشست و برخاست کردند، از جنس مردم بودند و این قدر مردم ایشان را دیده بودند که حتی می‌دانستند کفش‌های ایشان چند نمونه است، چه کسی آنها را به ایشان هدیه کرده است. یا وقتی وارد مجلسی می‌شوند چطور و کجا می‌نشینند. مردم اینها را می‌دانستند؛ یعنی پیامبر(ص) در صحنه اجتماع خودشان بودند. آقای کمالی از اصطلاح «در صحنه بودن» استفاده می‌کند و می گوید: «ما باید به دنبال پیغمبرِ در صحنه باشیم، او را پیدا کنیم و سیره‌اش را از دل منابع استخراج کنیم و از این در صحنه بودن ایشان پیروی کنیم.»

این پژوهشگر ادامه داد: علامه بعد از مقدمه و پیشگفتار کتاب، یک توصیه‌ای دارند که از سویدای دلش برخاسته است می‌گوید: «توصیه می‌کنم در شبانه روز یک صفحه از سیره پیغمبر(ص) را در جمع خانوادگی خود بخوانید آن وقت متوجه می‌شوید سلامت ‌تن، آرامش روان، استواری ایمان، افزایش خردمندی و وفور خیر و برکت در زندگیتان می‌آید. بعد می‌فهمید که راه و رسم زندگانی بهتر و تحصیل عاقبت بخیری از چه راهی است.»

وی ادامه داد: ایشان در مقدمه کتاب می‌نویسد: «اگر مطلبی بدون مأخذ می‌نوشتم، خیانتی آشکار کرده بودم، ولی در زمان کار یقین حاصل کردم که سیرت پیغمبر اکرم(ص) به صورت مضبوط است و در اجزای آن ناهماهنگی راه ندارد.» ایشان می‌گوید مطالب این کتاب مأخذ معتبر دارد. بعد می‌گوید «دلیل صحت هر نمونه از سیره پیغمبر(ص) وابسته به هماهنگی آن با مجموعه سیره پیغمبر(ص) است.» این نکته مهم است، به این دلیل که علامه کمالی در ارزیابی سنت قائل به این بودند که ما محک داریم که شامل قرآن و مجموعه سنت پیغمبر(ص) و اهل بیت(ع) است و این سنت منسجم و هماهنگ و مضبوط است. بارها دیده‌ام که علامه کمالی از کتاب‌های اهل سنت هم نقل حدیث کرده‌اند و در بند این نبودند که تنها از منابع شیعه استفاده کنند. نکته دیگر درباره صحت و اعتبارسنجی سنت از نظر آقای کمالی این بود که خیلی در ارزیابی سنت و مخصوصاً سنت قولی به ارزیابی سندی و رجالی اهمیت نمی‌دادند. ارزیابی ایشان بیشتر متنی بود، یعنی به محتوای حدیث بیشتر اهمیت می‌دادند.

این محقق دینی ادامه داد: شیوه علامه کمالی در حدیث این بود که در بند ارزیابی رجالی حدیث نبودند. این باعث می‌شد به سراغ منابع اهل سنت برود. ایشان می‌گفت ما قرائن داریم. قرائن، محک ما هستند، یعنی اگر این حدیث با قرآن یا سنت قطعی مخالفت داشت، آن را کنار می زنیم و اگر هم آهنگ بود آن را می‌پذیریم. به گفته ایشان گاهی کلام آنقدر علو مضمون دارد که برتر از سخن بشر عادی است و نمی‌تواند از غیر معصوم صادر شده باشد.

 وی افزود: این نگاه علامه کمالی در ارزیابی حدیث به وی جرئت می‌داد به سمت منابع اهل سنت یا منابعی که از نظر ما شاید سلسله سندشان مشکلاتی داشته باشد برود. حتی مرحوم علامه عسکری در جلسه‌ای که با آقای کمالی داشتند همین سوال را از آقای کمالی پرسیدند و ایشان سریع پاسخ دادند اگر محک در دست ما باشد، چه اشکال دارد و چرا دست خود را از مجموعه‌ احادیثی که در جوامع حدیثی شیعه نیست کوتاه کنیم؟

مجاهدیان در ادامه تصریح کرد: به گفته علامه، انتظار نداشته باشید سیره‌ای که پیغمبر(ص) در اسلام دارد، پیامبران دیگر در سیره‌های خود داشته باشند، این‌ها فقط در فرهنگ اسلامی ضبط شده است و می‌گفت: «دورنمای موسی(ع) در اسفار خمسه تورات مبهم، مغشوش و آکنده از نقض‌های بشری است، اما سیره پیغمبر(ص) در فرهنگ اسلام روشن، ملموس، هماهنگ، مضبوط اما سهل و ممتنع است.»

شاگرد علامه کمالی دزفولی ادامه داد: علامه می‌گوید: هماهنگی سیره پیامبر(ص) را از آنجا می‌فهمی که «محمد(ص) همه جا محمد(ص) بود. آنجا که شکمبه گوساله بر سر او می‌اندازند، محمد است و آنجا که حاکم مطلق عربستان و هماورد کسری و قیصر است، محمد است.» علامه می‌گوید این نشان می‌دهد این سیره در سال‌های حضورشان در میان مردم یک‌دست و هماهنگ و منسجم بود. منبع این سیره نمی‌تواند قوم عرب جاهلی دوره پیغمبر(ص) باشد. عرب جاهلی تطوری نداشت. صدها سال بود که در فقر و جهل درجا می‌زد. این اسلام بود که به ایشان سریع‌ترین و عظیم ترین تطورها را داد. پس منبع ساختن رفتارهای پیامبر(ص) زمینی و زمینه عرب جاهلی نیست و ریشه در آسمان دارد.

مجاهدیان در بخش پایانی سخنانش درباره کتاب «خاتم النبیین» اظهار کرد: این کتاب یک مقدمه و یک پیش‌گفتار دارد و بعد از آن به ۲۷ بخش تقسیم شده است. بخش ۲۵ کتاب ملاحم و شگفتی‌ها نام دارد که قسمت‌هایی از آن را اینجا مرور می‌کنم. نوشته‌اند پیغمبر(ص) همیشه می‌فرمودند: «رزق خود را در پنهانی‌های زمین بجویید» علامه ذیل این روایت، آیه «فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ» (ملک، 15) را ذکر می‌کند و می‌گوید: این فرمایش پیغمبر(ص) در این آیه آمده است که خداوند دستور می‌دهد رزق خود را در دل زمین بجویید. «منکب» به معنی کتف است. به گفته علامه مناکب همان زمین‌های حاصلخیز هستند که می‌تواند معادن باشد. علامه اینجا یک تفسیر عصری ارائه می‌دهد.

وی ادامه داد: در جای دیگری نقل می کند که پیامبر(ص) فرمودند: «قیامت برپا نمی‌شود مگر وقتی که درندگان با بشر سخن بگویند و آویزه تازیانه مرد با او سخن گوید و بند کفش او و خبر دهد او را از آنچه اهلش بعد از او در غیابش انجام دهند.» علامه کمالی این مطلب را ناظر به پیشرفت‌های جدید می‌دانست و می‌گفت اگر گذشتگان این سنت و حدیث را به این دلیل که مورد فهم دقیق نیست، نقل نمی‌کردند، اِخبار از غیبی که در کلام پیغمبر(ص) است و جزو معجزات ایشان است، به دست ما نمی‌رسید. یا در جای دیگری از پیامبر(ص) پرسش شد که مراد از قوه در آیه: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال، 60) چیست؟ فرمودند: قوه، نیروی پرتابی است. علامه کمالی می‌گوید مراد از این قوه موشک‌ها هستند و این سخن نوعی اخبار از غیب است.

شاگرد علامه کمالی در پایان با بیان اینکه این کتاب فصل به فصل کاربردی است، اظهار کرد: علامه می‌گفت یکی از بخش‌های مغفول فرهنگ دینی ما همین سیره معصومین هستند. اگر بخواهیم به سبک زندگی اسلامی مورد اشاره مقام معظم رهبری بپردازیم، باید به سیره معصومین مراجعه کنیم.

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: