کد خبر: 4326648
تاریخ انتشار : ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۲۳
به انگیزه میلاد مولود کعبه بررسی شد

امامت تبیینی و احتجاجی؛ پیامدها و بایسته‌ها

عبدالحسین طالعی به مناسبت سالروز میلاد حضرت امیرالمؤمنین(ع) به بررسی موضوع «امامت تبیینی و احتجاجی»، پیامدهای غلبه فضای احتجاحی در مباحث امامت و همچنین بایسته‌های رفع این مسئله پرداخت.

عبدالحسین طالعی، سردبیر مجله «کتاب شناسی شیعه»عبدالحسین طالعی، سردبیر مجله کتاب‌شناسی شیعه و عضو هئیت علمی دانشگاه‌ در گفت‌وگو با ایکنا از خوزستان به مناسبت سیزدهم رجب و سالروز میلاد حضرت امیرالمؤمنین(ع) به بررسی موضوع «امامت تبیینی و احتجاجی» و پیامدهای غلبه فضای احتجاحی در مباحث امامت و همچنین بایسته‌های رفع این مسئله پرداخت.

مشروح سخنان این پژوهشگر دین را در ادامه می‌خوانیم:

امامت احتجاجی مانند این است که بیرون از خانه‌ بحث می‌کنیم و می‌گوییم این خانه، جای خوب و زیبایی است، آرامش دارد و دیگران را به آن دعوت کنیم، اما امامت تبیینی مثل این است که وارد آن خانه شویم و فضاهای مختلف آن را تا جایی که امکان دارد، ببینیم. امامت احتجاجی، مانند کاری است که مرحوم میرحامد حسین انجام داد؛ او با آثار خود تلاش کرد ثابت کند حدیث «مدینه العلم»، «غدیر» و ... درست هستند و قسمتی از وجوه دلالت آن‌ها را نیز بیان کرد.

مثال دیگری عرض کنم؛ امامت احتجاجی مثل یک گفت‌وگوی در یک دادگاه است و امامت تبیینی مثل گفت‌وگوی در یک خانه است. فرض کنید من با یک شخصی بر سر زمینی اختلاف دارم. شخص مقابل یک فرد غیرمنطقی و نافهم و خشنی است. در مقام بحث با او در خانه، اینها را بیان می‌کنم و ادله اینکه زمین مال من است هم می‌گویم، اما وقتی به دادگاه رفتم، اینگونه نیست و به همان شخصی که نافهم و غیرمنطقی می‌دانم، می‌گویم «آقای محترم شما که فرد دانشمندی هستید، جزو تجار محترم هستید و...» این تعریف و تمجیدها را می‌کنم. طبیعتا بخشی از آن چه در خانه گفتنم، در دادگاه گفته نمی‌شود، چون قاضی می‌گوید در موضوع حرف بزنید. لذا علامه امینی حرف دل خود را در الغدیر نگفت، چون آنجا دادگاه است و چه بسا گاهی به نفع طرف مقابل دو کلمه هم گفته باشد. 

شیخ حر عاملی هم نکته روش شناسی بسیار مهمی در خاتمه «وسایل الشیعه» دارد. او می‌گوید من در این کتاب، به آثار احتجاجی اصحابمان ـ با اینکه آنها را معتبر می‌دانم_ رجوع نکردم، چون آنها برای احتجاج نوشته‌اند و لذا یک قدمی به نفع مخالف برداشته‌اند. به اینها اضافه کنید بیان مهمی از علامه مجلسی که من توجه به این نکته را مدیون کتاب «کلام جاودانه» محمدرضا حکیمی هستم. علامه در کتاب بحار(جلد ۴۰، ص ۱۷۲) می‌گوید: بدان که روش اصحاب ما در اثبات امامت، این بوده که مطالبی را که مورد قبول مخالفان است بیاورند و به آن احتجاج کنند ولو اینکه خود به آن ایمان نداشته باشند. این نکته مهم است.

همه آنچه گفتیم به معنای تنقیص کتاب‌های احتجاجی و اینکه دیگر نیازی به کتاب احتجاجی نداشته باشیم، نیست. کتاب احتجاجی و مباحث احتجاجی ضروری است اما تا چه حد؟ باید براساس نیاز مخاطب، توزانی میان کتاب‌های احتجاجی و تبیینی رعایت بشود.

نمونه آثار امامت تبیینی

در باب آثار نوشته شده با رویکرد تبیینی، کارهای آقای انصاری زنجانی در باب غدیر را می‌شود یاد کرد که نمونه غدیر تبیینی است. ایشان از سال 70 این مباحث را آغاز کرده است. ایشان خطبه غدیر را نه برای اجتجاج و براساس منابع اهل سنت، بلکه برای تبیین براساس منابع شیعه تبیین کرد و موج خوبی ایجاد کرد. 

کار دیگر، از استاد شیخ امیر تقدمی به نام «المنیر فی نبأ الغدیر» است که  در 20 جلد منتشر شده است و حاصل 15، 20 سال کار است. ایشان غدیر را از نگاه مذاهب مختلف بررسی کرده است. نمونه دیگر؛ کار مرحوم علامه امینی در جلد 5 الغدیر است که در جواب وهابیت، بحثی به نام «ادب الزائر عند الجمهور» مطرح کرده که ثابت کند سنی، وهابی نیست و وهابی، سنی نیست. هدف این است که وهابیت از اسم تسنن استفاده نکند. او در اینجا می‌گوید نزد جمهور، زیارت معتبر است، آنها زیارت نامه و ... دارند. او مطالب تسنن غیروهابی را می‌آورد. 

ایشان مشابه این موضوع کتابی به نام «ادب الزائر» دارند که 80 نکته در ادب زائر کربلا نوشته است. این کتاب یک نمونه اثر تبیینی است و بحث قبلی ایشان در الغدیر، یک کار احتجاجی است.

یک نمونه دیگر، کتاب «غایه المرام» از مرحوم سید هاشم بحرانی است. این کتاب تقریبا 460 باب است که مشتمل بر 230 موضوع است. هر موضوع دو باب جداگانه دارد، یک باب از عامه، یک باب از خاصه. مرحوم سید هاشم  یک بار غدیر را از نگاه عامه و یک بار غدیر را از نگاه خاصه، نقل می‌کند و سایر موضوعات را یک بار از عامه و خاصه نقل می‌کند. مرحوم آقاسید محمدرضا جلالی، از اساتید علم الحدیث می‌گوید این تبویب‌های سید هاشم بحرانی کالمعجز می‌ماند. در آن روزگار حدود 400 سال قبل که امکانات امروز نبود این تبویب‌های دقیق، فوق العاده است.

در نگاه محقق بحرانی، باب مربوط به عامه، باب احتجاجی و باب خاصه، باب تبیننی می‌شود. جالب است اگر کسی بدون تعصب و پیش داوری در این کتاب نظر کند، عمق و غنای احادیث اهل بیت(ع) را در مقایسه این دو باب به خوبی می‌تواند ببیند.

بحث ما این است که امامت احتجاجی لازم است، اما تبیینی هم لازم است. هر کسی نسبت به فضای علمی خود و مخاطبان خود باید این توزان را برقرار کند که چه درصد می‌خواهد به امامت تبیینی بپردازد و چه درصد به امامت احتجاجی، اما آنچه به طور روشن می‌بینیم این است که بر امامت اجتجاحی بیش از اندازه تأکید شده است؛ با هر منطقی حساب کنید، عمده امامت‌های ما امامت احتجاجی بوده است. تا به کسی می‌گوییم چند کتاب درباره امامت معرفی کند، بلافاصله الغدیر، احقاق الحق، عبقات و ... را نام می‌برد. همه اینها درجای خود معتبر و بسیار عالی هستند. رضوان خدا بر مؤلفان آنها باد. اما امامت تبیینی چه می‌شود؟

پیامدهای غلبه فضای امامت احتجاجی

وقتی امامت تبیینی خوب روشن نشد، اولین آفت آن را در مجالس و هیئات دینی می‌بینیم و آن غلبه احساس بر عقل و شور بر شعور است. کم و بیش نمونه‌های آن دیده‌اید.

یک آفت دیگری که غلبه فضای احتجاجی بر سر آثار ما آورده است، سانسور شدن برخی از کتاب‌ها و ناقص ماندن آنها است. ما گاهی کتاب‌های خود را سانسور کنیم، چون نمی‎‌خواهیم فضای احتجاجی را از دست بدهیم. ما از این گونه سانسورهای کتاب خودمان نمونه داریم.

نکته و پیامد سوم این است که کتاب‌های تبیینی کم ارزش تلقی شده‌اند.

پیامد چهارم؛ ارائه تعریف‌های جدید مفاهیم است؛ یعنی وقتی با فضای احتجاج بیشتر انس گرفتیم دیگر، پایه غلو برای ما پایین می‌آید. مثلا گاهی می‌گوییم اهل بیت(ع) مدینه العلم هستند، اما در سطح مرجعیت علمی، نه بیشتر. با این نگاه به بقیه هم می‌شود مراجعه کنیم. طرح بحث «مرجعیت علمی» برای اهل بیت(ع) در فضای احتجاجی مفید است؛ یعنی در جایی که ابن تیمیه گفته است امام حسن عسکری(ع) و امام هادی(ع) علمیت ندارند، در اینجا برای اینکه ابن تیمیه را محکوم کنیم، اثبات کنید ائمه(ع) مرجعیت علمی دارند، اما در بین شیعیان، مرجعیت علمی برای اهل بیت(ع)، حداقل قضیه است. 

آفت پنجم؛ اولویت‌های بحث مدافعان امامت جابحا می‌شود؛ وقتی تسلط بر امامت تبیینی نباشد، بخشی از وقت افراد به موضوعاتی می‌گذرد که نه اطلاعات تاریخی درباره آنها کافی است و نه فایده‌ای بر رد و اثبات آنها مترتب است و عمده بحث‌ها بر اساس احادیث و نقل قول‌های درجه دو و سه است. بحث‌هایی مثل اینکه بین حضرت امام عصر(عج) و حضرت سیدالشهدا(ع) کدام افضل است؟ در برخی دوره‌ها، چندین اثر در این باره نوشته شد. مگر ما در این زمینه مکلف هستیم؟ وقتی فضای امامت تبیینی را خوب نفهمیدیم، سر خود را با این مباحث گرم می‌کنیم. 

ششم؛ وقتی فضای امامت تبیینی ترویج پیدا نکند، از یک سری فرصت‌ها محروم می‌‌شویم؛ مانند فرصت مجالس دینی (محرم، صفر، ماه رمضان، فاطمیه و ... ) و فرصت‌ها و مناسبت‌های زمانی؛ مثلا امسال، پانزدهمین قرن میلاد حضرت رسول الله(ص) است. بخش مفصلی از بحث‌های تبیینی ما این است که چهره واقعی رسول الله(ص) را تبیین کنیم، اگر چنین کنیم و عظمت و قداست و نزاهت رسول الله(ص) را نشان دهیم، خرافه‌سازی‌های سقیفه از بین می‌رود. 

سال آینده، سال 1448، سیزدهمین قرن ولادت امام رضا(ع) و سیزدهمین قرن شهادت امام صادق(ع) است. از هم اکنون فرصت است که هر چه می‌توانیم کار کنیم. سه سال دیگر، چهاردهمین قرن شهادت امام حسن مجتبی(ع) است. از الان خود را آماده کنید و بدانید برای انجام یک کار جدی درباره امام مجتبی(ع)، سه سال زمان زیادی نیست.

گفتم مجالس دینی، در این مجالس، به جای پراکنده‌گویی، در ده روزه، یک دعای صحیفه سجادیه، یا جملاتی از زیارت غدیریه و متون دیگر را بحث کنیم. مردم از حرف منسجم استقبال می‌کنند.

پیامد هفتم؛ وقتی حد و حدود امامت تبیینی درست روشن نشد، التقاط‌ها پیش می‌آید؛ از جمله التقاط با مارکسیسم؛ گرچه مارکسیسم در مقام عمل شکست خورده است، اما پایه‌های نظری آن هنوز هست و بسیار هم محکم است. پایه‌های مارکسیسم به نوعی در مباحث دینی ما هست، شرح و بسط آن بماند. التقاط با صوفیه و التقاط‌های دیگر که مفصل است. 

پیامد هشتم؛ بیگانگی این نسل با آثار تبیینی و مؤلفانش. از این نسل بپرسید کلینی کیست؟ بحرانی کیست؟ مجلسی کیست؟ نتیجه معلوم است. این نشان می‌دهد توازن در مباحث ما رعایت نشده است.

پیامد نهم؛ القای این غرور کاذب به ما که ما فکر کنیم دعای «عرفنی حجتک» درباره ما مستجاب شده است. این غرور باعث شده که فکر کنیم مقامات ائمه (ع) را شناخته‌ایم.

پیامد دهم؛ اینکه فکر کنیم معنای صحیح برائت را می‌دانیم، در حالیکه معنای صحیح آن در ذهن و زبان و عمل ما گم شد. برائت رکن است. تبیین معنای برائت، شرح و بسطی دارد.

پیامد یازدهم؛ بدل سازی‌هایی که در طول زمان انجام شد که سخن از این بدل سازی‌های سر دراز دارد.

آخرین نکته که ام المفاسد است و نتیجه نگاه‌های صرفا احتجاجی است؛ کمرنگ شدن بحث توجه به امام عصر(عج) به عنوان حجت حی خداوند است. نوعی احساس استغنا داریم.

گونه‌های مختلف بحث امامت تبیینی

گونه اول. تفسیرهای مأثور یا روایی مثل تفسیر عیاشی، قمی، برهان، نورالثقلین، کنزالدقائق. در تفاسیر روایی، نکته‌هایی در باب آیات قرآن گفته‌اند که جای دیگر نمی‌توان به دست آورد.

گونه دوم. زیارات و شروح آنها. زیارات باب مهمی هستند که چندان باز نشده است. مثلا زیارت جامعه کبیره، امین الله، زیارت غدیریه، زیارت رجبیه که از ناحیه امام عصر(عج) رسیده است، زیارت آل یاسین، دعای افتتاح و شروح آنها.

گونه سوم؛ احادیث جامع و کلیدی که مثل یک منشور است؛ مثل خطبه غدیریه رسول الله(ص)، خطبه جامع امام رضا(ع) و مشابه آن.

گونه چهارم؛ کتاب‌های حدیثی که با نگاه تبیینی نوشته شده مانند: بصائر صفار، بصائر سعد بن عبدالله، کافی و شروح آن، اختصاص شیخ مفید، بحار الانوار، وافی فیض کاشانی و ... 

گونه پنجم؛ کتاب‌های حدیثی ـ توضیحی مانند «ضیاءالعالمین» محمدطاهر عاملی. ترجمه این کتاب به نام «ره نامه نور» تاکنون شش جلدش چاپ شده است. کلمه به کلمه این شش جلد را خوانده‌ام. این کتاب فوق‌العاده است. علامه امینی می‌فرماید مانند این کتاب در امامت نوشته نشده است. 

گونه ششم؛ در عرصه سبک زندگی است. امامت در عرصه سبک زندگی هم حرف دارد؛ کتاب‌هایی مانند مکارم الاخلاق، صحیفه سجادیه، نهج البلاغه و ...

هفتم؛ در بخش تبیین عقاید مکتب اهل بیت(ع) «توحید» شیخ صدوق. یعنی اگر کسی می‌‌خواهد حقانیت مکتب اهل بیت(ع) را ببینید، کافی است توحید شیح صدوق را با بخاری مقایسه کند.

بایسته‌‌ها در باب امامت تبیینی

چاپ و نشر منابع، ارائه ترجمه ‌کامل و برگزیده از منابع، تدریس این کتاب‌ها در سطوح مختلف، تهیه درسنامه‌ برای این کار، تهیه پشتوانه‌های مالی برای این اقدامات، مرورهای حدیث محور، استخراج قواعد کلیدی و ترویج آنها(مانند قیاس ناپذیری ائمه(ع) و ...)، تعیین اولویت‌های شاخص‌های عقیده امامت و ترویج آنها، تبیین عقلی، قرآنی و تمثیلی برای این احادیث، آشنایی این نسل با آثار مربوطه و محتوا و کاربرد آنها، استفاده از فرصت خطابه، استفاده از ظرفیت شعر، داستان و سایر هنرهای دیگر، تبیین برائت در ساحت‌های مختلف قلبی، علمی، عملی و اخلاقی، معرفی‌های مختصر و مفصل از منابع امامت، کارهای دانشنامه‌ای، تهیه راهنمای پژوهش در سطوح مختلف، احیای جایگاه اهل بیت(ع) در تفسیر قرآن، تأکید بر ممنوعیت بدل‌سازی، استفاده از مناسبت‌های تقویمی، ترسیم نقشه راه پژوهش در آینده و ارائه جزوه پیشنهادهای پژوهش در باب امامت، بهره‌گیری از پژوهش‌های میان‌رشته‌ای  و نکته آخر توجه دادن مستمر و پیوسته و لحظه به لحظه به امام عصر(عج). بدون این توجه، تمام این کارها به هدر می‌رود. در این جهت کتاب شریف مکیال المکارم، بی نظیر است. باید مکیال را ترویج کنیم و راه صاحب مکیال  را ادامه دهیم.

انتهای پیام
دبیر:
کامله بوعذار
captcha