کد خبر: 4050835
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۴۰۱ - ۰۸:۵۲
نکات تفسیری و سبک زندگی قرآن/ ۹

چرا قوم بنی‌اسرائیل مورد مؤاخذه قرار گرفت

تنوع از لوازم زندگى و جزء خواسته‌‏هاى طبیعی بشر است، پس چگونه بنى‌اسرائيل با درخواست تنوع مورد سرزنش قرار گرفتند؟ در زندگى بشر حقايقى وجود دارد كه اساس زندگى او را تشكيل مى‏‌دهد و نبايد فداى خور و خواب و لذایذ متنوع شود چراکه انسان را از ايمان، تقوا و حريت باز مى‏‌دارد.

قرآندوره مجازی آموزش سبک زندگی و تفسیر قرآن کریم، همزمان با ماه رمضان از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالامیر سلطانی برای علاقه‌مندان آغاز شده است. این آموزش‌ها در ایکنای خوزستان بارگذاری می‌شود و نکات تفسیری و سبک زندگی آیات قرآن به ترتیب صفحات قرآن منتشر می‌شود. 

آنچه می‌خوانید نکات سبک زندگی و تفسیری صفحه نهم قرآن کریم است: 

وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى‏ لَنْ نَصْبِرَ عَلى‏ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها ... (61)

بدون شک، تنوع از لوازم زندگى و جزء خواسته‌‏هاى بشر است، كاملاً طبيعى است كه انسان پس از مدتى از غذاى يکنواخت خسته شود، اين كار خلافى نيست پس چگونه بنى‌اسرائيل با درخواست تنوع مورد سرزنش قرار گرفتند؟ پاسخ اين سؤال با ذكر يک نكته روشن مى‌‏شود و آن اينكه در زندگى بشر حقايقى وجود دارد كه اساس زندگى او را تشكيل مى‏‌دهد و نبايد فداى خور و خواب و لذایذ متنوع شود.

زمان‌هايى پيش مى‌‏آيد كه توجه به اين امور انسان را از هدف اصلى، از ايمان و پاكى و تقوا، از آزادگى و حريت باز مى‏‌دارد، در اينجا است كه بايد به همه آنها پشت پا بزند.

تنوع‌‏طلبى در حقيقت دام بزرگى است از سوى استعمارگران ديروز و امروز كه با استفاده از آن، افراد آزاده را چنان اسير انواع غذاها و لباس‌ها و مركب‌ها و مسكن‌ها مى‌‏كنند كه خويشتن خويش را به كلى به دست فراموشى بسپارند و حلقه اسارت آنها را بر گردن نهند.(1)

تفسیر

وَ إِذِ اسْتَسْقى‏ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ (60).  در اين آيه خداوند به يكى ديگر از نعمت‌هاى مهمى كه به بنى‌اسرائيل ارزانى داشت اشاره كرده مى‏‌گويد: به خاطر بياوريد هنگامى كه موسى (در آن بيابان خشك و سوزان كه بنى اسرائيل از جهت آب سخت در مضيقه قرار داشتند) از خداوند خود براى قومش تقاضاى آب كرد (وَ إِذِ اسْتَسْقى‏ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ‏).  و خدا اين تقاضا را قبول فرمود، چنان كه قرآن مى‏‌گويد: ما به او دستور داديم كه عصاى خود را بر آن سنگ مخصوص بزن (فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ). ناگهان آب از آن جوشيدن گرفت و دوازده چشمه آب (درست به تعداد قبائل بنى اسرائيل) از آن با سرعت و شدت جارى شد (فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً).

هر يک از اين چشمه‏‌ها به سوى طايفه‌‏اى سرازير شد، به گونه‌‏اى كه اسباط و قبایل بنى اسرائيل هر كدام به خوبى چشمه خود را مى‌‏شناختند (قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ‏). در اينكه اين سنگ چگونه سنگى بوده و موسى(ع) چگونه با عصا بر آن مى‌‏زده، و جريان آب از آن به چه صورت تحقق مى‌‏يافته، سخن بسيار گفته‏‌اند، آنچه قرآن در اين باره مى‌‏گويد بيش از اين نيست كه موسى(ع) عصاى خود را بر سنگ زد، و دوازده چشمه آب از آن جارى شد.

سپس به آنها فرمود: از روزى خداوند بخوريد و بنوشيد اما فساد و خرابى در زمين نكنيد (كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ‏). در حقيقت به آنها گوشزد مى‌‏كند كه حداقل به عنوان سپاسگزارى برابر اين نعمت‌هاى بزرگ هم كه باشد لجاجت و خيره‏‌سرى و آزار پيامبران را كنار بگذاريد.

بعضى از كسانى كه با منطق اعجاز آشنا نيستند، جوشيدن آب و اين چشمه‌‏ها را از آن صخره، بعيد شمرده‏‌اند، در حالى كه اين‌گونه مسائل كه قسمت مهمى از معجزه انبيا را تشكيل مى‌‏دهد، چنان كه در جاى خود گفته‌‏ايم، امر محال يا استثنا در قانون عليت نيست، بلكه تنها يک خارق عادت است يعنى مخالف با علت و معلولى است كه ما با آن خو گرفته‌‏ايم.

بديهى است تغيير مسير علل و معلول عادى براى خداوندى كه خالق زمين و آسمان و تمام جهان هستى است به هيچ‌وجه مشكل نخواهد بود، چه اينكه اگر از روز اول اين علل و معلول را طور ديگرى آفريده بود و ما با آن خو گرفته بوديم وضع كنونى را خارق عادت و محال مى‏‌پنداشتيم.

كوتاه سخن اينكه: آفريننده عالم هستى و نظام علت و معلول، حاكم بر آن است نه محكوم آن، حتى در زندگى روزمره ما، موارد استثنايى در نظام موجود علت و معلول كم نيست و به هر حال مسئله اعجاز چه در گذشته چه در حال مشكل عقلى و علمى ايجاد نمى‌‏كند.(2)

منابع

1. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص279.

2. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص270.

انتهای پیام
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha