کد خبر: 4061730
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۸:۳۶
نکات تفسیری و سبک زندگی قرآن/ ۲۵

گام‌های شیطان

جمله «خطوات الشيطان» (گام‌هاى شيطان) در برخی آیات قرآن کریم اشاره به مسئله دقيق تربيتى دارد و آن اينكه انحراف‌ها و تبهكاری‌ها غالباً تدريجی و نه به صورت دفعى در انسان نفوذ مى‏‌كند.

خطوات شیطاندوره مجازی آموزش سبک زندگی و تفسیر قرآن کریم، به همت حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالامیر سلطانی به بیان نکات تفسیری و سبک زندگی آیات قرآن به ترتیب صفحات قرآن می‌پردازد. آنچه در ادامه می‌خوانید نکات سبک زندگی و تفسیری صفحه بیست و پنجم قرآن کریم است:

وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ (167)

تفسیر

عذاب دوزخ هميشگى است و دليل جاودانگى عذاب آيات متعدد قرآن و روايات فراوانى است كه از طريق اهل بيت پيامبر(ص) به ما رسيده است. از آياتى كه عذاب را به طور صريح دائمى مى‏‌داند، همين آيه مورد بحث است كه خداوند فرموده است: «آنان از آتش بيرون آمدنى نيستند». البته رواياتى از طريق غير اهل‌‏بيت نقل شده كه بيانگر نفى خلود است كه چون با آيات قرآن مخالف است قابل استناد نيست.

بر اين ديدگاه اشکالاتی وارد شده است از جمله:

1) خداوند داراى رحمت گسترده و نامتناهى است، پس چگونه ممكن است موجودى بيافريند كه سرنوشت او عذابى هميشگى باشد؟

2) گناه هر چه باشد محدود است، چگونه ممكن است اثر آن كيفرى دائمى باشد؟

پاسخ اشكال اول: رحمت الهى، به معناى دلسوزى و رقّت قلب آن‏ گونه كه ما در خود احساس مى‏‌كنيم نيست، بلكه به معناى بخشيدن چيزى است كه با استعداد و قابليت عطاشونده مناسب است. حال اگر كسى در اثر گناه دچار شقاوت شد و شقاوت در ذات او تأثير گذاشت، او قابليت و استعدادى جز عذاب ندارد و رحمت عامه الهى در مورد او بخشيدن عذاب است. بنابراين عذاب كردن شقى نه تنها دور از رحمت خدا نيست بلكه از مصاديق رحمت عامه اوست؛ چنان‏كه خداوند درباره بهشتيان و دوزخيان فرموده است: «همگان هم اينان و هم آنان را از عطاى پروردگارت مدد مى‏‌رسانيم و عطاى پروردگارت [از كسى‏] بازداشته نمى‏‌شود.» (اسراء، 20).

در اين آيه با توجه به آيه قبل از آن، عذاب خدا و قدردانى او، هر دو عطيه و رحمت به شمار آمده و هر كدام مربوط به اراده بندگان و تلاش آنان دانسته شده است.

پاسخ اشكال دوم: عذاب دائمى اثر مستقيم گناهان نيست، بلكه ارتكاب گناهان باعث پيدايش شقاوت در ذات گناهكار مى‌‏شود و اثر اين شقاوت آن است كه گناهكار عذابى دائمى داشته باشد(1).

سبک زندگی قرآنی

يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالاً طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (168)

جمله «خطوات الشيطان» (گام‌هاى شيطان) گويا اشاره به يك مسئله دقيق تربيتى دارد و آن اينكه انحراف‌ها و تبهكاری‌ها غالباً به طور تدريج در انسان نفوذ مى‏‌كند نه به صورت دفعى و فورى، مثلاً براى آلوده شدن يك جوان به مواد مخدر و قمار و شراب معمولاً مراحلى وجود دارد: نخست به صورت تماشاچى در يكى از اين جلسات شركت مى‏‌كند و انجام اينكار را ساده مى‌‏شمرد. گام دوم شركت تفريحى در قمار (بدون برد و يا باخت) و يا استفاده از مواد مخدر به عنوان رفع خستگى و يا درمان بيمارى و مانند آن است. گام سوم استفاده از اين مواد به صورت كم و به قصد اينكه در مدت كوتاهى از آن صرف‌نظر كند.

سرانجام گام‌ها يكى پس از ديگرى برداشته مى‌‏شود و شخص به صورت يك قمار باز حرفه‌‏اى خطرناك و يا يك معتاد سخت و بينوا در مى‌‏آيد.

وسوسه‏‌هاى شيطان معمولاً به همين صورت است، انسان را قدم به قدم و تدريجا در پشت سر خود به سوى پرتگاه مى‏‌كشاند، اين موضوع منحصر به شيطان اصلى نيست، تمام دستگاه‌هاى شيطانى و آلوده براى پياده كردن نقشه‏‌هاى شوم خود از همين روش «خطوات» (گام به گام) استفاده مى‏‌كنند، لذا قرآن مى‌‏گويد: از همان گام اول بايد به هوش بود و با شيطان همراه نشد. اين نكته نيز قابل توجه است كه در احاديث اسلامى كارهاى خرافى و بى منطق به عنوان «خطوات شيطان» معرفى شده است:

مثلاً در حديثى مى‌‏خوانيم مردى قسم ياد كرده بود كه فرزند خود را (براى خدا) ذبح كند امام صادق(ع) فرمود: «ذلك من خطوات الشيطان‏»: اين از گامهاى شيطان است. در حديث ديگرى از امام باقر(ع) مى‌‏خوانيم: «كل يمين بغير اللَّه فهو من خطوات الشيطان»: هر سوگندى به غير نام خدا باشد از گام‌هاى شيطان است.

باز در حديثى از امام صادق(ع) چنين مى‌‏خوانيم كه: هر كس سوگند به ترك چيزى خورد كه انجام آن بهتر است، اعتنا به اين سوگند نكند و آن كار خير را به جا آورد، كفاره هم ندارد و اين از خطوات شيطان است(2).

منابع:

1. ترجمه قرآن براساس الميزان همراه با خلاصه تفسير الميزان ؛ ص25.

2. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص572.

انتهای پیام
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :