کد خبر: 4053172
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۰۹:۴۱
نکات تفسیری و سبک زندگی قرآن/ ۱۳

‏سلیقه‌ای عمل کردن به دستورات دینی؛ نشانه نبود ایمان واقعی

قرآن مجيد در سوره بقره، يهود را در برابر اعمال ضد و نقيض‌شان در ميان احكام خدا شديداً مورد سرزنش قرار داده است؛ آنها تنها براى دستوراتى ارج و بها قائل بودند كه از نظر زندگى دنيا به نفعشان بود. آنجا كه منافعشان اقتضا مى‌‏كرد خون يكديگر را مى‌‏ريختند اما چون احتمال اسارت براى همگى وجود داشت به منظور نجات از اسارت احتمالى آينده‌، از دادن فديه براى آزاد ساختن اسيران مضايقه نداشتند.

نکات تفسیری سوره بقرهدوره مجازی آموزش سبک زندگی و تفسیر قرآن کریم، همزمان با ماه مبارک رمضان از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالامیر سلطانی برای علاقه‌مندان آغاز شده است. این آموزش‌ها در ایکنای خوزستان بارگذاری می‌شود و نکات تفسیری و سبک زندگی آیات قرآن به ترتیب صفحات قرآن منتشر می‌شود. 

آنچه در این نوشتار می‌خوانید نکات سبک زندگی و تفسیری صفحه سیزدهم قرآن کریم است:

سبک زندگی قرآنی

وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (84) ثُمَّ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِيقاً مِنْكُمْ مِنْ دِيارِهِمْ تَظاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى‏ تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85)

‏عمل به دستورات دینی بر اساس منافع شخصی

بسيارى از مفسران نقل كرده‏‌اند طايفه «بنى قريظه» و «بنى نضير» كه هر دو از طوائف يهود بودند(قريظه و نضير همانند اوس و خزرج دو برادر بودند كه از هر كدام طايفه‌‏اى به وجود آمد) و با هم قرابت نزديك داشتند به خاطر منافع دنيا با يكديگر به مخالفت برخاستند، بنى نضير به طايفه خزرج كه از مشركان مدينه بود پيوستند و بنى قريظه به طايفه اوس و در جنگ‌هايى كه ميان آن دو قبيله روى مى‌‌‏داد هر يك از اينها طايفه هم پيمان خود را كمك مى‏‌كرد، و از طايفه ديگر مى‌‏كشت، اما هنگامى كه آتش جنگ فرو مى‌‏نشست، همه يهود جمع مى‌‏شدند و دست به دست هم مى‌‏دادند تا از طريق پرداختن فديه، اسيران خود را آزاد كنند، و در اين عمل استناد به حكم و قانون تورات مى‏‌كردند (در حالى كه اولا اوس و خزرج هر دو مشرك بودند و كمك به آنها جايز نبود و ثانيا همان قانونى كه دستور فدا را داده بود، دستور خوددارى از قتل را نيز صادر كرده بود).

يهود- همانند اقوام لجوج و نادان ديگر- از اين اعمال ضد و نقيض فراوان داشتند:

قرآن مجيد يهود را در برابر اعمال ضد و نقيض و تبعيضشان در ميان احكام خدا شديدا مورد سرزنش قرار داده و به اشد مجازات تهديد مى‌‏كند، به خصوص اينكه آنها احكام كوچكتر را عمل مى‏‌كردند، اما در برابر احكام مهم‌تر يعنى قانون تحريم ريختن خون يكديگر و آواره ساختن هم مذهبان از خانه و ديارشان، مخالفت مى‏‌كردند.

در حقيقت آنها تنها براى دستوراتى ارج و بها قائل بودند كه از نظر زندگى دنيا به نفعشان بود، آنجا كه منافعشان اقتضا مى‌‏كرد خون يكديگر را مى‌‏ريختند اما چون احتمال اسارت براى همگى وجود داشت به منظور نجات از اسارت احتمالى آينده‌، از دادن فديه براى آزاد ساختن اسيران مضايقه نداشتند.

اصولاً عمل كردن به دستوراتى كه به سود انسان است نشانه اطاعت از فرمان خدا محسوب نمى‌‏شود، زيرا انگيزه آن فرمان خدا نبوده بلكه حفظ منافع شخصى بوده است، زمانى فرمانبردار از عاصى و گنه‌كار شناخته مى‌‏شود كه عمل به دستورى بر خلاف منافع شخصى باشد، آنها كه از چنين قانونى پيروى كنند، مؤمنان راستين و آنها كه تبعيض كنند سركشان واقعى هستند، بنا بر اين تبعيض در اجراى قوانين نشانه روح تمرد و احيانا عدم ايمان است.

و به تعبير ديگر اثر ايمان و تسليم، آنجا ظاهر مى‏‌شود كه قانونى بر ضد منافع شخصى انسان باشد و آن را محترم بشمرد، و گرنه عمل به دستورات الهى در آنجا كه حافظ منافع انسان است نه افتخار است و نه نشانه ايمان، و لذا هميشه مؤمنان را از منافقان از اين طريق مى‌‏توان شناخت، مؤمنان در برابر همه قوانين الهى تسليمند و منافقان طرفدار تبعيض.

همانطور كه قرآن مى‌‏گويد: نتيجه اين عمل، رسوايى و ذلت و بدبختى است، ملتى كه جز به جنبه‏‌هاى مادى دين آن هم فقط از دريچه منافع شخصى و خصوصى، نمى‌‏انديشد دير يا زود در چنگال ملتى قوى پنجه اسير مى‌شود، از اوج عزت به زير مى‌‏آيد و در جوامع انسانى رسوا مى‌‏شود.

اين از نظر دنيا و اما از نظر آخرت همانگونه كه قرآن مى‌‏گويد شديدترين مجازات در انتظار اين گونه تبعيض‌‏گران است.

البته اين قانون مخصوص بنى اسرائيل نبوده براى همگان و براى ما مسلمانان امروز نيز ثابت است، و چه بسيارند تبعيض گران، و چه بدبخت و رسوايند اين گروه!(1)

تفسیر

وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى‏ أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ (87)

چرایی رسالت پيامبران در زمان‌های مختلف‏

هواپرستان بى‏‌ايمان چون دعوت انبيا را هماهنگ با منافع خود نمى‌‏ديدند در برابر آن مقاومت مى‏‌كردند، مخصوصا با گذشت زمان تعليمات آنها را به بوته فراموشى مى‏‌سپردند، روى همين جهت لازم بود، براى يادآورى مجدد انسانها، رسولان خدا يكى پس از ديگرى فرستاده شوند، تا مكتب آنها به دست فراموشى سپرده نشود.

در سوره مؤمنون آيه 44 مى‏‌خوانيم: ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً: سپس رسولان خود را پى در پى فرستاديم هر زمان رسولى به سراغ امتى مى‌‏آمد او را تكذيب مى‌‏كردند، و ما آنها را يكى پس از ديگرى قرار مى‌‏داديم.

در نهج‌البلاغه، آنجا كه هدف بعثت پيامبران را تشريح مى‌‏كند همين حقيقت بازگو شده است:

فبَعَثَ فيهِم رُسُلَهُ و واتَرَ إلَيهِم أنبياءهُ؛ لِيَستَأدُوهُم مِيثاقَ فِطرَتِهِ، و يُذَكِّروهُم مَنسِيَّ نِعمَتِهِ، و يَحتَجُّوا علَيهِم بالتَّبليغِ، و يُثيروا لَهُم دَفائنَ العُقولِ: خداوند رسولان خويش را به سوى آنها مبعوث كرد، و انبياى خويش را به سوى آنان گسيل داشت، تا اينكه از مردم اداى پيمان فطرى آنها را طلب نمايند، و نعمت‌هاى فراموش شده او را يادآور شوند، با تبليغات حجت را بر مردم تمام كنند و گنجينه‌‏هاى نهفته عقلها را در پرتو تعليماتشان آشكار سازند(2).

بنا بر اين آمدن پيامبران الهى در اعصار و قرون مختلف براى يادآورى نعمت‌هاى او، و درخواست اداى پيمان فطرت و تجديد دعوت‌ها و تبليغات پيامبران پيشين بوده است، تا زحمات آنان و برنامه‏‌هاى اصلاحيشان متروك و فراموش نشود(3).

1. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص331.

2. نهج البلاغه- خطبه اول.

3. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص337.

انتهای پیام
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :