کد خبر: 4068897
تاریخ انتشار: ۱۵ تير ۱۴۰۱ - ۰۸:۴۴
نکات تفسیری و سبک زندگی قرآن / 37

هفت دستور قرآنی درباره شير دادن نوزادان‏

قرآن کریم در آیه 233 سوره بقره، نکاتی را درباره شیردادن به نوزادان بیان می‌کند که پدر و مادر لازم است به آنها توجه کنند، دادن حق حضانت نوزاد در دو سال اول به مادر، حق کم کردن مدت شیردادن نوزاد از دو سال و تأمین هزینه مادر توسط پدر در مدت شیردهی از جمله این نکات است.

دستورات قرآن درباره شير دادن نوزادان‏دوره مجازی آموزش سبک زندگی و تفسیر قرآن کریم، به همت حجت‌الاسلام‌ والمسلمین عبدالامیر سلطانی به بیان نکات تفسیری و سبک زندگی آیات قرآن به ترتیب صفحات قرآن می‌پردازد. آنچه در ادامه می‌خوانید نکات سبک زندگی و تفسیری صفحه سی‌ و هفتم قرآن کریم است:

وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَها لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ. (سوره بقره، 233)

تفسیر

1- نخست مى‏‌گويد: «مادران فرزندان خود را دو سال تمام شير مى‏‌دهند».

در اين بخش از آيه، حق شير دادن در دو سال شيرخوارگى به مادر داده شده، و او است كه مى‏‌تواند در اين مدت از فرزند خود نگاه‌دارى كند و به اصطلاح حق حضانت در اين مدت از آن مادر است، هر چند ولايت بر اطفال صغير به عهده پدر گذاشته شده است، اما از آنجا كه تغذيه جسم و جان نوزاد در اين مدت با شير و عواطف مادر پيوند ناگسستنى دارد اين حق به مادر داده شده. علاوه بر اين عواطف مادر نيز بايد رعايت شود، زيرا او نمى‏‌تواند آغوش خود را در چنين لحظات حساسى از كودكش خالى ببيند و در برابر وضع نوزادش بى‌تفاوت باشد، بنا بر اين قرار دادن حق حضانت و نگاهدارى و شير دادن براى مادر يك نوع حق دو جانبه است كه هم براى رعايت حال فرزند است و هم مادر، و تعبير «اولادهن» (فرزندانشان) اشاره لطيفى به اين مطلب است.

گرچه ظاهر اين جمله مطلق است، و زنان مطلقه و غير مطلقه را شامل مى‌‏شود، ولى جمله‌‏هاى بعد نشان مى‏‌دهد كه اين آيه به زنان مطلقه نظر دارد، هر چند مادران ديگر نيز از چنين حقى برخوردارند، اما در صورت نبودن جدايى و طلاق، عملاً اثر ندارد.

2- سپس مى‌‏افزايد «اين براى كسى است كه بخواهد دوران شيرخوارگى را كامل كند». يعنى مدت شير دادن طفل لازم نيست همواره دو سال باشد، دو سال براى كسى است كه مى‌‏خواهد شير دادن را كامل كند، ولى مادران حق دارند با توجه به وضع نوزاد و رعايت سلامت او اين مدت را كمتر كنند.

3- هزينه زندگى مادر از نظر غذا و لباس در دوران شير دادن بر عهده پدر نوزاد است تا مادر با خاطرى آسوده بتواند فرزند را شير دهد لذا در ادامه آيه مى‌‏فرمايد: «و بر آن كسى كه فرزند براى او متولد شده (پدر) لازم است، خوراك و پوشاك مادران را به طور شايسته بپردازد».

توصيف به «معروف» (به‌طور شايسته) نشان مى‌‏دهد كه پدران در مورد لباس و غذاى مادر، بايد آنچه شايسته و متعارف و مناسب حال او است را در نظر بگيرند، نه سختگيرى كنند و نه اسراف. و براى توضيح بيشتر مى‌‏فرمايد: «هيچ كس موظف نيست بيش از مقدار توانايى خود را انجام دهد» (لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَها). بنابراين هر پدرى به اندازه توانايى خود وظيفه دارد، بعضى اين جمله را به منزله علت براى اصل حكم دانسته‌‏اند و بعضى به عنوان تفسير حكم سابق، (و هر دو در نتيجه يكى است).

4- سپس به بيان حكم مهم ديگرى پرداخته، مى‌‏فرمايد: «نه مادر (به خاطر اختلاف با پدر) حق دارد به كودك ضرر زند، و نه پدر» به خاطر اختلاف با مادر (لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَ لا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ‏). يعنى هيچ يك از اين دو حق ندارند سرنوشت كودك را وجه‌المصالحه اختلافات خويش قرار دهند و بر جسم و روح نوزاد، ضربه وارد كنند. مردان نبايد حق حضانت و نگاهدارى مادران را با گرفتن كودكان در دوران شيرخوارگى از آنها پايمال كنند كه زيانش به فرزند رسد و مادران نيز نبايد از اين حق شانه خالى كرده و به بهانه‏‌هاى گوناگون از شير دادن كودك خوددارى كرده يا پدر را از ديدار فرزندش محروم سازند.

5- سپس به حكم ديگرى مربوط به بعد از مرگ پدر مى‏‌پردازد، مى‌‏فرمايد: «و بر وارث او نيز لازم است اين كار را انجام دهد» (وَ عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِكَ‏). يعنى: آنها بايد نيازهاى مادر را در دورانى كه به كودك شير مى‌‏دهد تأمين كنند ـ در اينجا بعضى احتمالات ديگر در تفسير آيه داده شده كه ضعيف به نظر مى‏‌رسد.

6- در ادامه آيه، سخن از مسئله باز داشتن كودك از شير به ميان آمده و اختيار آن را به پدر و مادر واگذاشته، هر چند در جمله‏‌هاى سابق زمانى براى شير دادن كودك تعيين شده بود، ولى پدر و مادر با توجه به وضع جسمى و روحى او، و توافق با يكديگر مى‌‏توانند كودك را در هر موقع مناسب از شير باز دارند، مى‏‌فرمايد: «اگر آن دو با رضايت و مشورت يكديگر بخواهند كودك را (زودتر از دو سال يا بيست و يك ماه) از شير باز گيرند گناهى بر آنها نيست: فَإِنْ أَرادا فِصالًا عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما».

در واقع پدر و مادر بايد مصالح فرزند را در نظر بگيرند و با هم فكرى و توافق و به تعبير قرآن تراضى و تشاور، براى باز گرفتن كودك از شير برنامه‏‌اى تنظيم كنند و در اين كار از كشمكش و مشاجره و پرداختن به مصالح خود و پايمال كردن مصالح كودك ب‏پرهيزند.

7- گاه مى‌‏شود كه مادر از حق خود در مورد شير دادن و حضانت و نگاهدارى فرزند خوددارى مى‏‌كند و يا به راستى مانعى براى او پيش مى‌‏آيد، در اين صورت بايد راه چاره‌‏اى انديشيد و لذا در ادامه آيه مى‌‏فرمايد: اگر (با عدم توانايى يا عدم موافقت مادر) خواستيد دايه‌‏اى براى فرزندان خود بگيريد، گناهى بر شما نيست، هر گاه حق گذشته مادر را به طور شايسته بپردازيد: وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ‏.

در تفسير جمله «إِذا سَلَّمْتُمْ ما آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ»، نظرات گوناگونى از سوى مفسران اظهار شده، گروهى تفسير بالا را پذيرفته‌‏اند كه انتخاب دايه به جاى مادر، پس از رضايت طرفين، بى‌مانع است مشروط بر اينكه اين امر سبب از بين رفتن حقوق مادر، نسبت به گذشته نشود، بلكه حق او نسبت به مدتى كه شير مى‏‌دهد طبق عادت پرداخته شود.

در حالى كه بعضى آن را ناظر به حق دايه دانسته‏‌اند و گفته‏‌اند بايد حق او طبق عرف عادت پرداخت شود، بعضى نيز گفته‌‏اند منظور از اين جمله توافق پدر و مادر در مسئله انتخاب دايه است و بنا بر اين تأكيدى بر جمله قبل مى‏‌شود، ولى اين تفسير ضعيف به نظر مى‌‏رسد و صحيح‏‌تر همان تفسير اول و دوم است و مرحوم طبرسى تفسير اول را ترجيح داده است‏.(1)

منابع: 

1. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج 2، ص185.

انتهای پیام
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :