کد خبر: 4055015
تاریخ انتشار: ۱۷ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۰۹:۳۰
نکات تفسیری و سبک زندگی قرآن/ ۱۶

مسلمانان حتی با یک جمله بهانه به دست دشمن ندهند

آیه ۱۰۴ سوره بقره بر این موضوع دلالت دارد که مسلمانان باید در برنامه‌‏هاى خود مراقب باشند که هرگز بهانه به دست دشمن ندهند؛ حتى از به کار بستن یک جمله‏ کوتاه که ممکن است موضوعى براى سوء‌استفاده دشمنان شود احتراز جویند، یعنى به انعکاس سخن خویش توجه داشته باشند.

قرآندوره مجازی آموزش سبک زندگی و تفسیر قرآن کریم، به همت حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالامیر سلطانی به بیان نکات تفسیری و سبک زندگی آیات قرآن به ترتیب صفحات قرآن می‌پردازد. آنچه در ادامه می‌خوانید نکات سبک زندگی و تفسیری صفحه شانزدهم قرآن کریم است:

سبک زندگی قرآنی 

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ (104)

يعنى به جاى «راعنا» بگوييد «انظرنا». توضيح اين‏كه: هنگامى كه پيامبر(ص) براى مسلمانان مطالبى بيان مى‏‌فرمود، مى‌‏گفتند: «راعنا يا رسول اللّه!» مقصودشان اين بود كه جانب ما را رعايت كن و به ما مهلت ده تا آنچه را مى‌‏گويى دريابيم و به خاطر بسپاريم. اين تعبير (راعنا) در لغت يهود معناى دشنام داشت؛ از اين روى فرصت را غنيمت مى‏‌شمردند و در خطاب به پيامبر مى‏‌گفتند: «راعنا»، كه در ظاهر اظهار ادب مى‌‏كردند، ولى قصدشان دشنام بود؛ گويا از اين تعبير اين معنى را اراده مى‌‏كردند كه: بشنو كه ناشنوا باشى. پس اين آيه نازل شد: «يهوديانند كه سخنان را از جايگاه خود تغيير مى‌‏دهند و مى‏‌گويند: شنيديم و نافرمانى كرديم، و بشنو كه ناشنوا باشى! و مى‏‌گويند: «راعنا» در حالى كه زبانشان را مى‌‏گردانند و در دين طعنه مى‌‏زنند» (نِساء، 46).(1)

این آیه دلالت دارد که مسلمانان بايد در برنامه‌‏هاى خود مراقب باشند كه هرگز بهانه به دست دشمن ندهند؛ حتى از به كار بستن يك جمله‏ كوتاه كه ممكن است موضوعى براى سوء‌استفاده دشمنان شود، احتراز جويند، يعنى به انعكاس سخن خويش توجه داشته باشند؛ زيرا ممكن است، افرادى با حسن نيت سخنى بگويند يا عملى را انجام دهند ولى بازتاب بيرونى آن براى اسلام و مسلمانان خوب نباشد. دشمن تمام حركات ما را زير نظر دارد و از هر فرصتى براى ضربه زدن بهره مى‏‌برد.

امروزه نيز گاهى اعمالى از مسلمانان سر مى‌زند كه دشمنان داخلى و يا محافل بين‌المللى با سوءاستفاده از آن عليه اسلام و مسلمانان تبليغ مى‌‏كنند. وظيفه‏ ما اين است كه از اين‌‏گونه كارها جداً بپرهيزيم و بهانه به دست دشمنان ندهيم.(2)

تفسیر

وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى‏ مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (102) وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (103)

سليمان و ساحران بابل‏

يهوديان بر اين باورند كه به پيروى از حضرت سليمان(ع) و دو فرشته به نام‏‌هاى هاروت و ماروت به جادوگرى روى آورده و آن را ميان خود رواج داده‏‌اند. آنان مى‏‌پندارند كه حضرت سليمان(ع) با سحر توانست آن شكوه و عظمت را به دست آورَد و بر جن و انس و ديگر موجودات فرمانروايى كند. آيه مورد بحث با اشاره به اين دو داستان، حقيقت ماجرا را بيان مى‌‏كند. درباره حضرت سليمان مى‏‌فرمايد: او هرگز جادوگرى نكرد و كافر نشد، بلكه شياطين يعنى جنيانِ شرور اين گمان را القا كردند و سحر را رواج دادند. بنابراين يهوديان در اين روش پيرو القائات شياطين و آموزه‏‌هاى آنها هستند. از امام باقر(ع) روايت شده است كه چون سليمان(ع) رحلت كرد، ابليس سحر را بنا نهاد و آن را در دفترى نگاشت، سپس طومارش كرد و بر روى آن نوشت: اين گنجينه‏‌هاى دانشى است كه آصِف بن‌‏بَرخيا براى فرمانروايى سليمان بن داود ساخته است. [در آن نوشته شده بود:] هر كس چنين خواهد چنين و چنان كند. سپس آن را زير تخت سليمان پنهان کرد و پس از چندى آن را بيرون آورد و بر مردم خواند. كافران گفتند: سليمان جز با همين جادوها بر ما سلطنت نيافت. تفسير عَيّاشى، [ج 1، ص 52، ح 74] و امّا درباره هاروت و ماروت مى‏‌گويد كه هرچند آن دو به مردم سحر آموختند، ولى اين آزمون الهى بود، همان‌‏گونه كه خداوند بر دل آدميان انواع شرّ و فساد را القا مى‌‏كند تا آنان را بيازمايد.

لذا آن دو فرشته به هر كه سحر تعليم مى‌‏دادند به وى مى‌‏گفتند: ما وسيله آزمايشيم و به او هشدار مى‌‏دادند كه مبادا سحر را در غير موارد مجاز آن مانند از ميان بردن سحر ديگران، به كار برى. در حديثى از حضرت رضا(ع) آمده است: اما هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه به مردم سحر آموختند تا بدين وسيله از افسون جادوگران در امان باشند و نيرنگ آنها را باطل سازند. عُيون، [ج 1، ص 271، ح 2].

درباره حضرت سليمان(ع) و هاروت و ماروت، در كتب اهل‏‌ سنت و بعضى از كتب شيعه رواياتى نقل شده كه در ضمن آنها به حضرت سليمان نسبت لغزش و خطا و به هاروت و ماروت نسبت بت‏‌پرستى و قتل و اعمال ناپسند داده‏ شده است. بر پژوهشگران روشن است كه اين‏‌گونه روايات ساخته يهود است و از اسرائيليات به شمار مى‌‏رود و حكايت از نفوذ عميق آنها در ميان اصحاب حديث دارد و نشانگر اين است كه آنها آن‌‏گونه كه خواستند در روايات اصحاب حديث دست بردند و انديشه‏‌هاى خود را در احاديث آنها جاى دادند. ولى خداوند قرآن را از اين آفات و از دستبرد هر شيطانى نگه‏‌داشت. خداوند فرموده است: «به يقين ماييم كه قرآن را فرو فرستاديم و قطعاً خود نگهبان آن خواهيم بود» (حِجْر، 9) و نيز فرموده است: «نه امروزش و نه در آينده‏‌اش باطل بدان راه نخواهد يافت، [چرا كه آن‏] از جانب حكيمى ستوده نازل شده است» (فُصّلَت، 42). پيامبر خدا(ص) چنان‏كه از هر دو فرقه شيعه و سنى نقل شده است فرمود: «آنچه را كه موافق كتاب خداست بگيريد (بپذيريد و بدان عمل كنيد) و آنچه را كه مخالف آن است رها كنيد [كافى، ج 1، ص 69، ح 1 الدُّرالمَنثور، ج 6، ص 470].

پس به وسيله قرآن مى‌‏توان هر باطلى را از ساحت حق زدود و آن را از دل‌‏ها پاك كرد؛ خداوند فرموده است: «بلكه حق را بر باطل فرو مى‌‏افكنيم، آن‏گاه [حق‏] آن را درهم مى‌‏شكند و ناگهان باطل نابود مى‌‏شود.» (انبياء، 18)، و نيز فرموده است: «و خدا مى‏‌خواست با كلمات خويش حق را ثابت و محقق سازد» (انفال، 7).

بايد دانست كه معناى تحقق بخشيدن به حق و زدودن باطل، بيان كردن ويژگى‌‏هاى آن دو است.

 

1. سيدمحمدرضا صفوى، ترجمه قرآن براساس الميزان همراه با خلاصه تفسير الميزان، ص16.

2. رضايى اصفهانى، محمدعلى، تفسير قرآن مهر، ج1، ص352.

انتهای پیام
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* :