کد خبر: 4051561
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۴۰۱ - ۰۹:۳۳
نکات تفسیری و سبک زندگی قرآن/ 10

آیا ایمان بدون پذیرش اسلام کافی است

آيات قرآن پر از دعوت يهود و نصارى و پيروان ساير اديان به‌سوى اسلام است، بنابراین این سخن که ایمان و عمل صالح بدون پذیرش اسلام کافی است، مقصود آیات قرآن نیست و اگر يهود و نصارى و مانند آنها به محتواى كتب خود عمل كنند مسلما به پيامبر اسلام(ص) ايمان مى‌‏آوردند، چراكه بشارت ظهور در اين كتب آسمانى آمده است.

آیا ایمان بدون پذیرش اسلام کافی است؟دوره مجازی آموزش سبک زندگی و تفسیر قرآن کریم، همزمان با ماه مبارک رمضان از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالامیر سلطانی برای علاقه‌مندان آغاز شده است. این آموزش‌ها در ایکنای خوزستان بارگذاری می‌شود و نکات تفسیری و سبک زندگی آیات قرآن به ترتیب صفحات قرآن منتشر می‌شود. 

آنچه در این نوشتار می‌خوانید نکات سبک زندگی و تفسیری صفحه دهم قرآن کریم است: 

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آیه 62/ سوره بقره)

قرآن در اينجا به يک اصل كلى و عمومى، اشاره كرده و مى‏‌گويد: آنچه ارزش دارد واقعيت و حقيقت است، نه تظاهر و ظاهرسازى. در پيشگاه خداوند بزرگ ايمان خالص و عمل صالح پذيرفته مى‏‌شود: «كسانى كه به پيامبر اسلام ايمان آورده‌‏اند و همچنين يهوديان و نصارى و صابئان (پيروان يحيى يا نوح يا ابراهيم) آنها كه ايمان به خدا و روز قيامت آورند و عمل صالح انجام دهند پاداش آنها نزد پروردگارشان ثابت است؛ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ‏». و بنابراين «نه ترسى از آينده دارند و نه غمى از گذشته؛ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ‏».

اين آيه تقريبا با همين عبارت در سوره مائده آيه 69 آمده، و با تفاوتى بيشتر در سوره حج آيه 17 آمده است. مطالعه آياتى كه بعد از اين در سوره مائده آمده است نشان مى‏‌دهد كه يهود و نصارى به خود مى‏‌باليدند كه دينشان از اديان ديگر بهتر است و بهشت را دربست منحصر به خود مى‏‌دانستند. شايد همين تفاخر ميان جمعى از مسلمانان نيز بود، آيه مورد بحث مى‏‌گويد: ايمان ظاهرى مخصوصا بدون انجام عمل صالح، چه از مسلمانان باشد و چه از يهود و نصارى و پيروان اديان ديگر بى‌ارزش است؛ تنها ايمان واقعى و خالص به خدا و دادگاه بزرگ قيامت كه با كار نيک و عمل صالح و توأم باشد در پيشگاه خدا ارزش دارد، تنها اين برنامه موجب پاداش و جلب آرامش و امنيت مى‏‌شود.

بعضى از بهانه‌‏جويان آيه فوق را دستاويزى براى افكار نادرستى از قبيل صلح كل و اينكه پيروان هر مذهبى بايد به مذهب خود عمل كنند قرار داده‌‏اند، آنها مى‌‏گويند. بنا بر اين آيه لازم نيست يهود و نصارى و پيروان اديان ديگر اسلام را پذيرا شوند، همين قدر كه به خدا و آخرت ايمان داشته باشند و عمل صالح انجام دهند كافى است.

پاسخ: به خوبى مى‏‌دانيم كه آيات قرآن يكديگر را تفسير مى‏‌كنند، قرآن در آيه 85 سوره آل عمران مى‏‌گويد: «وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ‏» هر كس دينى غير از اسلام براى خود انتخاب كند پذيرفته نخواهد شد.

به علاوه آيات قرآن پر است از دعوت يهود و نصارى و پيروان ساير اديان به‌سوى اين آیين جديد. اگر تفسير فوق صحيح باشد با بخش عظيمى از آيات قرآن‏ تضاد صريح دارد. بنا بر اين بايد به دنبال معنى واقعى آيه رفت.

در اينجا دو تفسير از همه روشن‌تر و مناسب‌تر به نظر مى‌‏رسد.

1- اگر يهود و نصارى و مانند آنها به محتواى كتب خود عمل كنند مسلما به پيامبر اسلام(ص) ايمان مى‌‏آورند، چراكه بشارت ظهور او با ذكر صفات و علائم مختلف در اين كتب آسمانى آمده است كه شرح آن در ذيل آيه 146 سوره بقره خواهد آمد. به عنوان مثال قرآن در آيه 68 سوره مائده مى‌‏گويد: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ‏؛ اى اهل كتاب، شما ارزشى نخواهيد داشت مگر آن زمانى كه تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده بر پا داريد» و از جمله به پيامبر اسلام(ص) كه بشارت ظهورش در كتب شما آمده است، ايمان بياوريد.

2- اين آيه ناظر به سؤالى است كه براى بسيارى از مسلمانان در آغاز اسلام مطرح بوده، آنها در فكر بودند كه اگر راه حق و نجات تنها اسلام است، پس تكليف نياكان و پدران ما چه مى‏‌شود؟، آيا آنها به خاطر عدم درک زمان پيامبر اسلام و ايمان نياوردن به او مجازات خواهند شد؟

در اينجا آيه فوق نازل شد و اعلام داشت هر كسى كه در عصر خود به پيامبر بر حق و كتاب آسمانى زمان خويش ايمان آورده و عمل صالح كرده است اهل نجات است، و جاى هيچ‌گونه نگرانى نيست. بنا بر اين يهوديان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسيح، اهل نجاتند، همان‌گونه مسيحيان مؤمن قبل از ظهور پيامبر اسلام(ص).

اين معنى از شان نزولى كه براى آيه فوق ذكر شده و بعدا به آن اشاره خواهيم كرد نيز استفاده مى‌‏شود(1).

«وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْكُرُوا ما فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (آیه 63/ سوره بقره)

پيمان اجبارى چه سودى دارد؟

مفسر بزرگ اسلام مرحوم طبرسى از قول ابن زيد چنين نقل مى‌‏كند: هنگامى كه حضرت موسى(ع) از كوه طور باز گشت و تورات را با خود آورد، به قوم خويش اعلام كرد كتاب آسمانى آورده‌‏ام كه حاوى دستورات دينى و حلال و حرام است، دستوراتى كه خداوند برنامه كار شما قرار داده، آن را بگيريد و به احكام آن عمل كنيد.

يهود به بهانه اينكه تكاليف مشكلى براى آنان آورده، بناى نافرمانى و سركشى گذاشتند، خدا هم فرشتگان را مأمور كرد، تا قطعه عظيمى از كوه طور را بالاى سر آنها قرار دهند.

در اين هنگام موسى(ع) اعلام كرد چنانچه پيمان ببنديد و به دستورات خدا عمل كنيد و از سركشى و تمرد توبه کنید اين عذاب و كيفر از شما بر طرف مى‌‏شود و گرنه همه هلاک خواهيد شد.

آنها تسليم و تورات را پذيرا شدند و براى خدا سجده کردند، در حالى كه هر لحظه انتظار سقوط كوه را بر سر خود مى‌‏كشيدند، ولى به بركت توبه سر انجام اين عذاب الهى از آنها دفع شد.

پيمان اجبارى چه سودى دارد؟ بعضى در پاسخ اين سؤال گفته‏‌اند: قرار گرفتن كوه بر سر آنها جنبه ترسانيدن داشته نه اجبار، و گرنه پيمان اجبارى ارزشى ندارد.

ولى صحيح‌تر اين است كه گفته شود: هيچ مانعى ندارد كه افراد متمرد و سركش را با تهديد به مجازات در برابر حق تسليم كنند، اين تهديد و فشار كه جنبه موقتى دارد، غرور آنها را در هم مى‌‏شكند و آنها را وادار به انديشه و تفكر صحيح مى‏‌كند و در ادامه راه با اراده و اختيار به وظایف خويش عمل مى‏‌كند.

و به هر حال، اين پيمان، بيشتر مربوط به جنبه‌‏هاى عملى آن بوده است و گرنه اعتقاد را نمى‌‏توان با اكراه تغيير داد(2).

منابع:

1. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص281.

2. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص293.

انتهای پیام
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha