کد خبر: 4059237
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۴۰۱ - ۰۷:۵۹
نکات تفسیری و سبک زندگی قرآن/ ۲۳

ياد كردن خدا تنها با زبان نيست، با دل و جان بايد خدا را ياد كرد. ياد خدا هنگام گناه و دست كشيدن از آن، ياد واقعى است.

قرآندوره مجازی آموزش سبک زندگی و تفسیر قرآن کریم، به همت حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالامیر سلطانی به بیان نکات تفسیری و سبک زندگی آیات قرآن به ترتیب صفحات قرآن می‌پردازد. آنچه در ادامه می‌خوانید نکات سبک زندگی و تفسیری صفحه بیست و سوم قرآن کریم است:

الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ (سوره بقره، 146)

تفسير

در تعقيب بحث‌هاى گذشته درباره لجاجت و تعصب گروهى از اهل كتاب، نخستين آيه مورد بحث مى‌‏گويد: «علماى اهل كتاب پيامبر اسلام را به خوبى همچون فرزندان خود مى‏‌شناسند» (الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ‏) و نام و نشان و مشخصات او را در كتب مذهبى خود خوانده‏‌اند.

«ولى گروهى از آنان سعى دارند آگاهانه حق را كتمان كنند» (وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏). هر چند گروهى از آنها با مشاهده اين نشانه‏‌هاى روشن اسلام را پذيرا شدند، چنان كه از عبد اللَّه بن سلام كه از علماى يهود بود و سپس اسلام را پذيرفت نقل شده كه مى‌‏گفت: من پيامبر اسلام(ص) را بهتر از فرزندم مى‏‌شناسم(انا اعلم به منى يا بنى).

اين آيه پرده از حقيقت جالبى بر مى‏‌دارد و آن اينكه بيان صفات جسمى و روحى و ويژگی‌هاى پيامبر اسلام(ص) در كتب پيشين به قدرى زنده و روشن بوده است كه ترسيم كاملى از او در اذهان كسانى كه با آن كتب، سر و كار داشته‏‌اند ایجاد می‌کرد.‌

آيا كسى مى‏‌تواند احتمال دهد كه در آن كتب هيچ نامى از پيامبر اسلام و نشانى از وى نبوده ولى پيغمبر اسلام با اين صراحت در مقابل چشم آنها بگويد تمام صفات من در كتب شما موجود است؟ آيا اگر چنين بود همه دانشمندان اهل كتاب به مبارزه شديد و صريح بر ضد او بر نمى‏‌خاستند؟ و به او نمى‌‏گفتند اين تو و اين كتاب‌هاى ما، در كجاى آن نام و صفات تو ثبت است؟ و آيا ممكن بود حتى يك نفر از علماى آنان در برابر پيامبر اسلام تسليم شود؟ پس اين گونه آيات خود دليل بر صدق و حقانيت خودش است(1).

سبک زندگی قرآنی

فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ (152)

خداوند در برخى آيات مى‏‌فرمايد: «اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ» (بقره، 40) نعمت‌‏هاى مرا ياد كنيد. ولى در اين آيه مى‌‏فرمايد: «فَاذْكُرُونِي» ياد خود من باشيد. و اين به خاطر درجات شناخت و معرفت مردم است. بگذريم كه ياد خداوند، زمينه ‏ساز شكر است و لذا بر شكر مقدم شده است. اين آيه، نشانگر نهايت لطف خداوند به بنده است. انسانى كه جهل، فقر، فنا و حقارت، از ويژگى‌‏هاى اوست، چقدر مورد لطف قرار گرفته كه خداوندِ عليم، غنى، باقى و عزيز به او مى‏‌گويد: مرا ياد كن تا ترا ياد كنم. مگر ياد كردن ما چه ارزشى دارد؟ مگر نه اين است كه ياد كردن ما نيز خود توفيقى از سوى اوست؟

ياد كردن خدا تنها با زبان نيست، با دل و جان بايد خدا را ياد كرد. ياد خدا هنگام گناه و دست كشيدن از آن، ياد واقعى است.

به همين دليل در احاديث متعددى از پيشوايان اسلام نقل شده است كه منظور از ذكر خدا يادآورى عملى است، در حديثى از پيامبر(ص) مى‌‏خوانيم كه به على(ع) وصيت فرمود و ازجمله وصايايش اين بود:

«يَا عَلِيُّ ثَلَاثٌ‏ لَا تُطِيقُهَا هَذِهِ‏ الْأُمَّةُ الْمُوَاسَاةُ لِلْأَخِ فِي مَالِهِ وَ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِهِ وَ ذِكْرُ اللَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ لَيْسَ هُوَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لَكِنْ إِذَا وَرَدَ عَلَى مَا يَحْرُمُ عَلَيْهِ خَافَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَهُ وَ تَرَكَه‏»: سه كار است كه اين امت توانايى‏ انجام آن را (به طور كامل) ندارند، مواسات و برابرى با برادر دينى در مال، و اداى حق مردم با قضاوت عادلانه نسبت به خود و ديگران، و خدا را در هر حال ياد كردن، منظور سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر نيست، بلكه منظور اين است هنگامى كه كار حرامى در مقابل او قرار مى‌‏گيرد از خدا بترسد و آن را ترك گويد.

شايد بهترين نوع ياد كردن خداوند، نماز است كه فرمود: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي» (طه، 14). با اينكه شكر، يكى از مصاديق ذكر خداست، ولى نام آن جداگانه در كنار ذكر آمده و اين نشانه‏ اهميت شكر، به عنوان مصداق بارز ذكر است.

خداوند، با انسان داد وستد مى‌‏كند و هيچ‏ كارى از انسان را بى‌بهره نمى‌‏گذارد: «فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»، «أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ» بقره، 40.«فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ» (مجادله، 11).

امام باقر عليه السلام در ذيل اين آيه، يكى از مصاديق ذكر خدا را، تسبيحات حضرت زهرا(س) شمردند كه 34 مرتبه الله‌اكبر، 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان‏‌الله است.

موانع ذكر خداوند

الف: شيطان. «فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ» (مجادله، 19) شيطان، آنها را از ياد خدا غافل كرد.

ب: تكاثر و رقابت‏‌ها. «أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ» (تكاثر، 1). شما را افزون ‏خواهى، سرگرم ساخت.

ج: آرزوها و خيال. «وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ» (حجر، 3). آرزو، آنها را سرگرم کرد.(2)

منابع:

1. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج1، ص500.

2. قرائتى، محسن، تفسير نور، ج1، ص233.

انتهای پیام
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha: